Wednesday, August 4, 2010

نوری درآسمان

نوری درآسمان

تا حالا شده که فقط با دستات یک عاشق رو سیراب کنی؟
چشمات رو ببندی و اعتماد کنی؟ فقط اعتماد کنی؟
تا حالا شده که به قدر یک مشت نور به آسمون پرت کنی؟
شده که تو صورتت اضطراب باشه و بگی که مهم نیست؟
..........................................................
که به نظرم یکی از بهترین متن ها رو داره glitter in the air خواننده داره به اسم pink یک موزیک
آخ... که یه جاهایی یه چیزایی می گه که آدم دردش می اد. انگار سر یک زخم قدیمی (که به خیال خودت خوب شده) بری و فقط یک نگاه دیگه بکنی........نگاه کردن همون ودردی که تا ته استخونت آتیش می گیره......و این موزیک واسه من همون یک نگاه هستش........دردت میاد وقتی که می دونی که اونی که دوسش داری دیگه نیست.....درد ت میاد که یادت میاد از وقتایی که به هر بهونه هی به تلفونت نگاه می کردی که مبادا بدون آنتن باشه و آنتن سر جاش سر و مر و گنده نشسته و بهت می خنده و اونی که باید زنگ می زده ...زنگی نزده ...... درد ت میاد وقتی که هی با نگرانی به خاطره هات بر می گردی و می بینی که دارن شبیه عکسای قدیمی تو آلبوما کم رنگ می شن و تو نمی دونی که چکار باید بکنی..........چقدر می خوای به خودت بگی که همه چی درست میشه..... یک جایی تو این موزیک می پرسه که تا حالا شده که از خودت متنفر شده باشی واسه زل زدنهات به تلفن.......خدایا چی به سرمون اومد.....اونقدر بی جرات شدیم که دیگه یادمون نیست چجوری میشه به کسی بگیم که چقدر دوستش داریم.....بگیم که دلمون به درد میاد وقتی که نیستش.......بگیم که خوبه که هستش... بگیم خوبه که دلمون و دستمون می لرزه وقتی که بهش فکرمی کنیم................................من واسه این دست و دل لرزیدن دلتنگم....... چققققققققققققدر دلتنگم......دلتنگم...... دلم تنگه دوست داشتن هستش.....


"Glitter in the air"
Have you ever fed a lover with just your hands?
Closed your eyes and trusted, just trusted?
Have you ever thrown a fist full of glitter in the air?
Have you ever looked fear in the face and said, "I just don't care"?
It's only half past the point of no return
The tip of the iceberg
The sun before the burn
The thunder before the lightning
The breath before the phrase
Have you ever felt this way?
Have you ever hated yourself for staring at the phone?
You're whole life waiting on the ring to prove you're not alone
Have you ever been touched so gently you had to cry?
Have you ever invited a stranger to come inside?
It's only half past the point of oblivion
The hourglass on the table
The walk before the run
The breath before the kiss
and the fear before the flames
Have you ever felt this way?
There you are, sitting in the garden
Clutching my coffee,Calling me sugar
You called me sugar
Have you ever wished for an endless night?
Lassoed the moon and the stars and pulled that rope tight?
Have you ever held your breath and asked yourself will it ever get better than tonight?
Tonight

2 comments:

  1. "ze hale khishtan mo bi khabar bim"
    emshab dashtam be khodam migoftam ke delam vase seid boodan lak zade.delam mikhad seid besham o to ghafas bioftam.
    "An hay o hoy o Naareye mastanam arezoost"
    in matnet che be ja vo rishei bood.

    ReplyDelete
  2. کم‌کم تفاوت ظریف میان نگه‌داشتن یک دست
    و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت
    این‌که عشق تکیه‌کردن نیست
    و رفاقت، اطمینان خاطر

    و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند
    و شکست‌هایت را خواهی پذیرفت
    سرت را بالا خواهی گرفت
    با چشم‌های باز
    باظرافتی زنانه

    کم کم یاد می‌گیری
    که حتی نور خورشید می‌سوزاند
    اگر زیاد آفتاب بگیری

    بعد باغ خود را می‌کاری
    و روحت را زینت می‌دهی
    به جای این‌که منتظر کسی باشی
    تا برایت گل بیاورد

    و یاد می‌گیری که می‌توانی تحمل کنی
    که محکم هستی
    که خیلی می‌ارزی

    و با هر خداحافظی
    یاد می‌گیری


    "خورخه لوئیس بورخس"

    ReplyDelete