Sunday, November 7, 2010

بی عنوان

معلوم نبود که اگر من قرار بود که نویسنده باشم یا مثلا منتقد سینما یا هر چی که قرار بود از نوشتن نون دربیارم الان هنوز زنده بودم...آخه اونقدر با فاصله دارم می نویسم که معلوم نبود که این شکم و با چی میتونستم پرکنم....الغرض که این نوشتن هم بد ویری هستش......بعد از سفر مثل آدمای عقیم شده بودم...شایدم یه سکته رو رد کردم....هر چی بود که به طور کلی دچار یه گیجی مبسوط بودم.....خواب و خوراک که تعطیل شده بود....انگار منتظر یه زلزله بودم که غیر از خودم هیچ کس دیگه ازش خبر نداشت....اضطرابی که فکرم رو فلج کرده بود.....آخیش....نه زلزله اومد...نه آشنایی تازه اتفاق افتاد....نه هیچی...ولی انگار یه برگشت به زندگی اتفاق افتاد......و خوشحالم که باز دوباره برگشتم....لذت این برگشت به همه اون کلافگی و گیجی و انتظار زلزله می ارزید.....دوباره این راه رفتن و حس کردن زمین زیر پا و عشق به زندگی.....همه و همش دلچسبه....امروز داشتم به همکارم می گفتم که من چیزها رو "می بینم"....حس می کنم....یهو دراومد و گفت که "آره این دیدنهات کار داده دست همه ما....بابا کمتر ببین..." می دونستم راجع به چی داره حرف می زنه....یه جور سخت گیری راجع به همه کس و همه چیز.....انگار میگردی که یه چیز پیدا کنی واسه این که به خودت حق بدی که قضاوت کنی...که بهونه داشته باشی واسه این که شاد نباشی......همیشه هم سر راهت چیزایی میان که بهونت جفت و جور بشه.....تصمیم عظما هستش که بخوای کمتر ببینی....و من میخوام که کمتر ببینم و اونی رو که میبینم کمتر نقد کنم..... اصلا کی میگه که چی غلط .....چی درسته....چی بهتر ه.....این مرزها داره هممون رو دیوونه میکنه.....خط کشیهامون خودمون رو اول از همه از پا در میاره......که درآورده....... به قول خانم دکتر که می گه یه چیزایی هستش که نیاز به تصمیم گیری در لحظه داره....دیگه نمیتونی بیشتر از این به تعویق بندازی.....خود این تعویق انداختن یعنی آمادگی نداری که حرکت کنی.......جرات می خواد که کاری رو که همیشه میکنی دیگه نکنی.....راهی رو که همیشه می رفتی دیگه نری....حرفی رو که همیشه می زدی دیگه همیشه نزنی.....بهونه هات رو وارسی کنی.....خلاصه که این خونه تکونی جسارت می خواد.....نمیگم که یکهو آدم زیر و رو بشه.....ولی میشه که از یکجا که کمتر هزینه بر هستش شروع کرد.....ش....ر...و...ع...ک....ن....

1 comment:

  1. وقتی بدن زخم میشه تو جز مراقبت ، کار دیگه ای نمی کنی
    زخم خودش خوب می شه



    ولی وقتی روح زخم میشه



    خوشحالم که خوبی

    ReplyDelete