باز من نشستم جلوی این صفحه سفید و دارم زور می زنم که بنویسم....داستان این نیست که نمی دونم ازچی بنویسم...موضوع این هستش که وقتی به این فکر می کنم که بعدش این نوشته رو بایستی بزارم تو این وب بلا گ کوفتی...اون وقت که خود سانسوریهام شروع میشه...... فکر کنم که یه جورایی این احتیاط کاریهام داره بیشتر و بیشتر می شه....امیدوارم که یک روز نشه که دیگه هیچی ازم نمونده باشه به غیر از ماکتم........چند روز پیش داشتم واسه دوستی تعریف می کردم که شاهد مغازله تلویحی یه پدر با دختر بچش بودم....پدر رو می دیدم که همینطور که داشت کالسکه خالی رو هل می داد قربون صدقه دخترکش هم میرفت.....داشتم لذت می بردم....از اونا که رد شدم گربه ای رو دیدم که هی داشت جاش رو عوض می کرد که زیرسینه کش آفتاب بتونه یه چرت با دل سیر بزنه.......به دوستم گفتم که از دیدن خودش در حالی که داره به گلدوناش آب می ده هم لذت می برم...... به نظرم همه اینها جلوه هایی از شکوه زندگی هست .....زندگی که فقط یکبار بهمون هدیه می شه........با خودم فکر می کنم که من چی دارم به هستی هدیه کنم که نشونی از سپاسگزاری من باشه...... برای هر کدوم از ماها می تونه این تجلی سپاسگزاری متفاوت باشه.... می خام بگم که چطور ابراز کردنش و ابزار و مصالحی که استفاده میکنیم مهم نیست.....مهم اینه که ابرازش کنیم....... هر باری که تو خیابون داریم رانندگی می کنیم به یک عابر پیاده اجازه بدیم که با دل سیر از خط عابر پیاده رد بشه .....می تونه نشون تشکر ما باشه که اگر به یه محتاج کمک کنیم....یا این که (اصلا چرا راه دور برم) هر باری که به خودمون کمتر ظلم کنیم.....با خودمون مهربونتر باشیم.....به غریبه تو خیابون نگاه مهربونی داشته باشیم.....به خودمون لبخند بزنیم..... کمتر زور بزنیم که آدمها رو اصلاح کنیم.....به سرایدار خونمو نگاه عادلانه تری داشته باشیم......واسه خونمون گل بخریم.....کمتر زور بزنیم که موفق باشیم تو هر کاری ...گاهی به باقی آ دمها اجازه بدیم که حرف بزنن و بهشون فقط و فقط گوش کنیم بدون این که بخایم واسشون نسخه بپیچیم... و این لیست می تونه تا خود روز قیامت بزرگتر و بزرگتر بشه.......هر کسی می تونه لیست خودشو داشته باشه.....تازه وقتی شروع کنی به نوشتن این لیست می بینی که اوووووووووو چقدر کارا هست که می تونی بکنی که در این لذت رخوتناک "بودن" با میلیونها آدم سهیم بشی بدون این که اصلا لازم باشه که کسی رو بشناسی .... تا حالا شده که موقع خواب خودت رو بغل کنی؟! به امتحان کردنش می ارزه.....خودت رو بغل کن و به خودت شب بخیر بگو
...........
شبت بخیردوست من!.....برات خوابای خوب آرزو می کنم......اگرم اتفاق نیفتاد...بازم مهم نیست.....مهم این هست که تو هستی و هزار راه نرفته که فقط و فقط منتظر تو هستن که کشفشون کنی و بهشون معنی بدی.... می بوسمت....
شبت بخیردوست من!.....برات خوابای خوب آرزو می کنم......اگرم اتفاق نیفتاد...بازم مهم نیست.....مهم این هست که تو هستی و هزار راه نرفته که فقط و فقط منتظر تو هستن که کشفشون کنی و بهشون معنی بدی.... می بوسمت....